share

افسردگی پس از زایمان

تولد یک کودک می تواند باعث به هم ریختگی قوی احساسات مادر شود. هیجان، لذت، حتی ترس.
افسردگی مادر پس از تولد بچه، می تواند در طول مدت و شدت بروز آن از افسردگی خفیف تا انواع شدید متفاوت باشد.
بسیاری از تازه مادران یک افسردگی خفیف و کوتاه مدت را پس از زایمان تجربه می کنند. تخمین زده می شود، که ۷۰ تا ۸۵ درصد زنان این افسردگی خفیف را که غم زایمان هم گفته می شود. به درجاتی تجربه می کنند. این وضعیت شامل علایمی مانند غم و اضطراب هستند که معمولاً در اولین روزهای پس از زایمان آغاز می شود و به مدت ۷ تا ۱۰ روز ادامه می یابد
حدود ۱۰ درصد از تازه مادران شکل شدیدتری از افسردگی به نام افسردگی پس از زایمان را تجربه می کنند. احساس همراه مانند غم، اظطراب و بی قراری می تواند آنقدر شدید باشد که با وظایف روزانه تداخل کند. افسردگی پس از زایمان می تواند در هر زمانی طی ۶ ماه اول پس از زایمان بروز کند. اگر بدون درمان گذاشته شود، می تواند یکسال یا بیشتر طول بکشد. در موارد نادر، یک شکل شدید تر افسردگی به نام جنون پس از زایمان می تواند بروز یابد. بعضی نشانه های این بیماری روانی شبیه افسردگی پس از زایمان بوده ولی شدیدتر می باشند .
.
علائم افسردگی :
علایم ونشانه های افسردگی پس از زایمان بسته به اینکه افسردگی چه شکلی داشته باشد متغیر است. علائم و نشانه های عمومی غم زایمان و افسردگی پس از زایمان شامل موارد زیر است:
- خشم
- احساس بی ارزشی، بی کفایتی، شکست یا گناه
- گریه کردن
- بی صبری و زودرنجی
- بی قراری
- غمگینی
- خستگی، بی خوابی یا بدخوابی
- نوسانات خلق
این علائم و نشانه ها با غم پس از زایمان (که می تواند همراه با احساس تنهایی، اضطراب، گیجی و فراموشکاری باشد) از چند روز تا چند هفته از بین می روند
چنین علائمی با افسردگی پس از ازیمان شدیدتر و با دوام تر هستند. ممکن است با توانایی عملکردتان تداخل کند و می تواند همچنین شامل موارد زیر باشد :
- احساس کرختی احساسی یا حس گیر افتادن
- ترس از آسیب زدن به خود یا به نوزاد
- تمرکز و تفکر مختل
- عدم احساس لذت در زندگی
- کاهش علاقه به فعالیت جنسی
- افزایش یا فقدان توجه به نوزاد
- کاهش وزن یا وزن گیری قابل توجه
- دوری گزینی از خانواده یا دوستان
سردرد، درد قفسه سینه، تپش قلب، کرختی یا افزایش تنفس ممکن است اتفاق بیفتد، اگرچه اینها علائم اصلی افسردگی نیستند .
علائم و نشانه های همراه با جنون پس از زایمان که نادر است ، این علائم شدیدتر هستند و معمولاً زود شروع می شوند و شامل :
- خشم و آشفتگی
- گیجی یا نادانی
- فکر آسیب زدن به خود یا به نوزاد
- هذیان و توهم
- بدبینی
- تفکرات یا سخنان عجیب
مشکل در سازگاری با چیزهایی که قبل از زایمان به راحتی از پس آنها بر می آمدید، می توانند منجر به نا امیدی و افسردگی شوند. سایر اثرات عاطفی که می تواند با افسردگی مربوط باشد، شامل موارد زیر است:
- احساس از دست رفتن هویت- شما که قبل از تولد بچه آنگونه بودید
- تجربه نارضایتمدانه از تولد مانند دوری گزینی همسر یا عوارض پزشکی که می تواند با مراقبت از بچه تداخل نماید
  - اضطراب، انتظار یا شک غیر واقعی در مورد مادر خوب بودن یا بچه خوب داشتن
- احساس کاهش جذابیت 
- احساس کاهش کنترل شما بر زندگی
عواملی در شیوه زندگی نیز می توانند منجر به افسردگی شوند مانند :
- نوزادی با نیازهای بسیار
- خسگی زیاد از مراقبت از نوزاد جدید یا چند بچه
- مشکلات مالی
- فقدان حمایت از سوی همسر، خانواده و دوستان
- درد پس از زایمان یا عوارض زایمانی
- مشکلاتی با شیردهی
- مشکلات ارتباطی

علت افسردگی بعد از زایمان:
تقریبا سه چهارم مادران جدید بلافاصله بعد از تولد فرزندشان دچار ناراحتی، تغییر حالت، ناامیدی و از دست دادن اشتها می‌شوند. در یک دهم از مادران این حالت ادامه پید می‌کند که از آن به عنوان افسردگی بعد از زایمان یاد می‌شود.
کاهش شدید مقادیر استروژن بعد از تولد به همراه انتشار یک آنزیم در مغز که مانع فعالیت‌ مواد شیمیایی مسوول احساسات خوب در بدن است در بروز این پدیده موثر هستند.
تحقیقات قبلی نشان دادن بود که در ۳ یا ۴ روز اول بعد از تولد مقادیر استروژن در بدن بیش از ۱۰۰۰ برابر کاهش پیدا می‌کند.
تحقیقات جدیدی که در آرشیو روانشناسی عمومی به چاپ رسیده است نشان می‌دهد که آنزیمی به نام مونوآمین اکسیداز آ در مغز به طور قابل توجهی افزایش پیدا می‌کند.
این آنزیم هم‌چنین می‌تواند سروتونین و دوپامین را که باعث افزایش حس خرسندی و خوشحالی در انسان می‌شود را کاهش می‌دهند. اگر مقادیر این مواد کاهش پیدا کند، خطر افسردگی افزایش پیدا می‌کند.
تیم تحقیقاتی متوجه شدند این آنزیم در زنانی که به تازگی فرزند خود را به دنیا آورده اند تا ۴۳ درصد افزایش پیدا می‌کند.
مقدار این آنزیم در روز پنجم به بالاترین مقدار خود می‌رسد و مادران در این روز معمولا بیش‌ترین احساس افسردگی را دارند.
داروهای خاصی می‌توانند برای کاهش این آنزیم مورد استفاده قرار بگیرندو علاوه بر این از کاهش مواد شیمیایی موثر در بروز حس شادی جلوگیری کنند.

بطور کلی علل افسردگی پس از زایمان به چند دسته تقسیم میشوند:
تغییرات زیستی :
وضع حمل با خود باعث تغییرات هورمونی در بدن می شود. افسردگی بعد از وضع حمل ممکن است با این تغییرات مربوط باشد. هر چند این ممکن است بخشی از قضییه باشد ولی شواهد نشان می دهد که هورمون ها عامل منحصر بفرد این وضعیت نیستند. شرایط شخصی و اجتماعی تان هم ممکن است به همان اندازه مهم باشند.
داروهای ضد افسردگی و یا داروهای دیگر نیز ممکن است به شما کمک کنند. با پزشک تان درباره این موضوع مشورت کنید.
تغییرات جسمی :
وضع حمل خود به تنهایی می تواند فرسوده کننده باشد و برخی اوقات باعث مشکلات جسمی مانند درد بعد از عمل سزارین می شود. بهبودی بعد از این همیشه براحتی رخ نمی دهد. برخوردار بودن از نوزادی که به توجه زیاد نیاز دارد ممکن است باعث شود که نتوانید استراحت کنید و دریابید که به اندازه کافی نمی توانید بخوابید. اگر شما کودکان مسن تر داشته باشید آنها ممکن است در عکس العمل به تولد نوزاد جدید از شما بخواهند که به آنها توجه بیشتری بکنید. این وضعیت باعث می شود که شما حتی خسته تر شوید.
ممکن است که اشتهای شما خوب نباشد و به اندازه کافی غذا نخورید. وقتی چنین وضعیتی پیش بیاید ممکن است براحتی از نظر جسمی فرسوده شوید.
برخی زنان ممکن است بخاطر تغییرات جسمی که پس از وضع حمل در آنها بوجود می آید حس اعتماد به نفس کمتری بکنند و خودشان را کمتر جذاب ببینند. در عین حال، بسیاری اززنان که از افسردگی بعد از وضع حمل رنج می برند ممکن است توجه ویژه ای به ظاهر خود و نوزادشان بکنند تا حس درماندگی شان را که در اثر افسردگی در آنها بوجود آمد است بپوشانند. تظاهر کردن و خندیدن وقتی که چنین احساسی در شما وجود ندارد می تواند در خود از نظر فیزیکی فرسوده کننده باشد!
تغییرات عاطفی :
زنان اغلب احساساتی را که توقع داشتند پس از تولد نوزادشان داشته باشند تجربه نمی کنند. برای اولین بار نوزاد خود را در آغوش گرفتن در بسیاری از زنان این احساس را بوجود نمی آورد که غرق در “عشق مادری” می شوند. آنها فقظ احساس خستگی و جدایی می کنند. این کاملا طبیعی است. برخی از مادران در همان نگاه اول عاشق نوزادشان می شوند ولی برای دیگران این حس در آنها به تدریج بوجود می آید.
مهمترین موضوع این است که بیش از حد نومید نشوید اگر حس پس از وضع حمل با توقعات شما جور درنیاید. البته این هم صحت دارد که بسیاری از زنان می گویند که بعد از وضع حمل حالت عاطفی قوی تری دارند و به همین دلیل زمانی که مسائل خوب پیش نمی روند به همان نسبت هم آنها آن را وخیم تر از آنچه هست احساس خواهند کرد.

تغییرات اجتماعی :
بچه دار شدن می تواند باعث تغییرات بزرگی شود. نیازهای یک نوزاد تازه ممکن است حفظ روابط اجتماعی فعال را دشوار سازد. بچه دار شدن همینطور می تواند بر روابط بین پدر و مادر تاثیر سوء بگذارد چه اینکه برای آنها دشوار خواهد شد که وقت بیشتری را بعنوان زوج با هم بگذراند.
از آنجا که دیگربسیاری از افراد نزدیک به اعضای خانواده خود زندگی نمی کنند، بسیاری از والدین جدید کاملا منزوی هستند و مادران تازه ممکن است افراد زیادی که به آنها کمک کنند را در نزدیکی خود نداشته باشند. بویژه کسانی که از حمایت مادرشان برخوردار نیستند ممکن است این دوره را بسیار طاقت فرسا بیایند. حتی کسانی که خانواده و دوستانشان را در مجاورت خود دارند کماکان ممکن است برایشان دشوار باشد که از کسی کمک عملی تقاضا کنند.
روزنامه ها، مجلات و برنامه های تلویزیونی به ما می گویند که بچه دار شدن یک تجربه عالی است، ولی بخش دشوارتر آن را به ما نمی گویند. زنان بخاطر آنچه از وسایل ارتباط جمعی می شنوند و یا از آنچه دیگران درباره مادر شدن می گویند برخی اوقات فکر می کنند که بچه دارشدن باید با “بهترین” دوره زندگی مصادف شود. آنها فکر می کنند که هر کس دیگری می تواند بطور طبیعی وضع حمل کند و بسادگی و فوری تبدیل به یک مادر ایده آل شود. از اینرو این باورها برای آنها تقاضای کمک کردن را بسیار دشوار می کند.
ولی برای بسیاری از افراد این اسطورها درباره مادرشدن از آنچه که واقعا رخ می دهند بسیار فاصله دارند. وضع حمل کردن می تواند بسیار پر تنش باشد و مادر شدن نقش جدیدی است که فرد باید آن را یاد بگیرد مانند هر نقش دیگری که انسان در زندگی یاد می گیرد.
در این دوره و زمان ممکن است از زنان تقاضاهای بیشتری وجود داشته باشد تا از آنچه از مادران در گذشته توقع می رفت. آنها ممکن است عادت به کارکردن داشته باشند و در خانه ماندن به آنها حس انزوا بدهد و یا برای همکاران شان دلتنگی بکنند. ولی اگر آنها تصمیم بگیرند به کار بازگردند در آنصورت شاید دریابند که هم از پس کار برآمدن و هم به یک نوزاد تازه رسیدگی کردن ممکن است بسیار پر تنش باشد.
وقایع پر تنش زندگی :
ما همینطور می دانیم که کسانی که وقایع پر تنش را در گذشته و یا حال در زندگی تجربه کرده اند احتمال بیشتری دارد که افسردگی بعد از وضع حمل را پس از تولد نوزادشان تجربه کنند. بعنوان مثال، سقط جنین قبلی، از دست دادن عزیزان خود، مشکلات مالی، دردسرهای محل اقامت. و بالاخره مهمتر از همه باید به یاد داشت که ( تغییر )عادی ترین عامل تنش در زندگی است، و هیچ چیز مانند تولد یک نوزاد زندگی فرد را تغییر نمی دهد.
فاکتورهای دیگر:
• تجربه قبلی افسردگی به ویژه افسردگی پس ازایمان.
•  فقدان حمایت از جانب همسر یا سایر نزدیکان.
• پریشانی یا ناامیدی در خلال یک تولد آسیب زا، مشکل یا پیش رس یا خاتمه دادن به حاملگی قبلی.
• رویدادهای فشار زای اخیر از قبیل نقل مکان یا داغدیدگی.
•  مسائل  جاری از قبیل فقر یا نگرانی های مالی.
• توقعات غیر واقع بینانه در رابطه با خویش یا نوزاد.
پیشگیری :
مادران‌ نباید از این‌ که‌ احساسات‌ پیچیده‌ای‌ در مورد مادر بودن‌ خود دارند احساس‌ گناه‌ کنند. ایجاد تطابق‌ و ایجاد پیوندی‌ عاطفی‌ طبیعی‌ نیاز به‌ درمان‌ دارد.
در نظر گرفتن‌ برنامه‌های‌ مکرر خارج‌ از منزل‌ نظیر قدم‌ زدن‌ و دیدارهای‌ کوتاه‌ با دوستان‌ و اقوام‌ برای‌ مادران‌ مفید است‌. این‌ برنامه‌ها به‌ مادران‌ کمک‌ می‌کند تا دچار احساس‌ انزوا از دیگران‌ نشوند.
مادران‌ باید کودک‌ خود را در اتاق‌ جداگانه‌ای‌ بخوابانند. در این‌ صورت‌ مادران‌ راحت‌تر استراحت‌ خواهند کرد.
مادران‌ می‌توانند برای‌ کارهای‌ روزانه‌ نظیر خرید کردن‌ و مراقبت‌ از کودک‌ در هنگام‌ استراحت‌ خود از خانواده‌ یا دوستان‌ کمک‌ بگیرند.
  مادر در صورت‌ احساس‌ افسردگی‌ بهتر است‌ احساسات‌ خود را با همسر یا یک‌ دوست‌ که‌ شنونده‌ خوبی‌ برای‌ حرفهای‌ اوست‌ در میان‌ بگذارد. صحبت‌ کردن‌ با سایر مادران‌ امکان‌ استفاده‌ از همفکری‌ و تجربه‌ آنان‌ را فراهم‌ می‌کند.
درمان:
درمان افسردگی پس از زایمان متنوع است اما می تواند مشتمل باشد بر:
• - به خودتان فشار نیاورید تا همه کارها را به طور کامل انجام دهید یا بیش از حد امکان‌‌تان کاری انجام دهید
• - به یک روانپزشک یا روانشناس مراجعه نمایید
• - از نزدیکان‌‌تان تقاضای کمک کنید
• - به جز انجام وظایف مادری، زمانی را به امور شخصی‌‌تان اختصاص دهید
• - با همسر و نزدیکان‌‌تان در مورد وضع احساسی‌‌تان صحبت کنید
•  - از مادران دیگر در مورد تجربیات آنها با افسردگی پس از زایمان و چگونگی کنارآمدن با آن مشورت کنید
•  - مطالعه نمایید ودر کلاسها و کارگاه های مرتبط شرکت نمایید
• - در هنگام بارداری یا پس از آن از ایجاد تغییرات شدید در زندگی‌‌تان اجتناب کنید
• - با دکترتان در مورد اینکه آیا نیاز به روان‌درمانی یا مصرف دارو دارید، مشورت کنید
• - سعی کنید تا جایی که ممکن است بخوابید یا استراحت کنید
دارودرمانی :
داروهای ضد افسردگی ممکن است بسیار موثر باشند هر چند شما ممکن است تا زمانی که به نوزاد خود شیر می دهید نتوانید از دارو استفاده کنید. با دکتر خود در این باره صحبت کنید. این داروها در صورتی که عوارض جسمی زیادی در اثر افسردگی تجربه می کنید مانند اشتهای کم، بی خوابی و خستگی، می توانند بسیار موثر باشند.
اگر دکتر شما داروهای ضد افسردگی برای شما تجویز کند به یاد داشته باشید که این داروها حداقل دو هفته طول می کشد تا تاثیرشان را نشان دهند. مانند هر داروی دیگری مهم است که استفاده از این داروها به یکباره قطع نشود. مهم است که این داروها را برای یک دوره کامل که معمولا شش ماه است مصرف شود. اگر که تجویز این داروها برای شما ضروری باشد دکتر شما درباره همه این موضوعات با شما صحبت خواهد کرد،.
درمان های روانشناختی :
تحقیقات نشان می دهد که مشاوره یکی از روش های درمانی بسیار موثر برای افسردگی  بعد از زایمان هستند از این رو توصیه
می گررد با مراجعه  به یک  روانشناس و مشاور و با  گرفتن درمان های روانشناختی  و رفتاری در درک و اداره افسردگی تان
خودتان را یاری نمایید .

منبع:
هم‌رسانی:

اولین نفر دیدگاه خود را ثبت کنید.

دیدگاه های خود را با بـه سـلوی به اشتراک بگذارید.