share

طرح واره اطاعت (Subjugation)

  • طرح واره اطاعت چیست 

طرح واره اطاعت (Subjugation) به تدریج حس هویت( نیازها، خواسته ها و تمایلات) را از شما دریغ می کند. بخش اعظمی از تجربه ی شما در دنیا پیرامون مساله کنترل می چرخد. دیگران شما را کنترل می کنند و شما هم متقابلا آنها را کنترل می کنید. شما اعتقاد راسخ و تزلزل ناپذیر دارید که باید همه از شما راضی باشند. شما باید رضایت والدین، برادرها و خواهرها، فرزندان، همسر، رئیس، همکاران و حتی غریبه ها را به دست بیاورید. به احتمال قریب به یقین، تنها کسی که شما اصلا به فکر رضایت او نیستید، خودتان هستید. خواسته های خودتان را نادیده می گیرید تا تن به خواسته های دیگران بدهید.

برآورده سازی مداوم نیازهای دیگران کاری پر مسئولیت و طاقت سوز است. به بهای این مسئولیت پذیری بیمارگونه، زندگی راحت و ارامش بخش را از دست خواهید داد. اطاعت باعث می شود آزادی شما محدود شود، زیرا تمام اختیارات خود را تحت تاثیر رضایت دیگران قرار می دهید. اصلا به خودتان توجه ندارید. اصلا به دنبال خواسته ها و احساس های خود نیستید. بلکه بیشتر به دنبال این هستید که چکار بکنید تا دیگران از شما راضی باشند.

  • ویژگیهای شخصیتی افراد دارای طرح واره اطاعت 

احتمالا فکر می کنید از آن دسته افراد خوش برخورد و خوش مشرب هستید، اما ممکن است اینگونه نباشد. از آنجایی که سخت طالب نظر مثبت دیگران هستید و به هرقیمتی که شده از مشاجره طفره می روید(تعارض گریز). پس طبیعتا زود با دیگران به تفاهم می رسید و رابطه برقرار می کنید. خودتان را بیشتر فردی کم تعارض می شناسید و توانایی سازگاری تان بالاست. این را نقطه قوتی به شمار می آورید. اما اکثر این مزیت ها در رابطه با اطرافیان، پیامدهای ناخوشایندی به دنبال دارند. نمی توانید در مقابل افراد پر توقع و خودخواه بایستید، بار مسئولیت ها در محیط کار بر روی دوش شما می افتد و نمی توانید از دیگران تقاضای کمک کنید.

همچنین از اینکه می توانید به دیگران کمک و نیازهایشان را ارضا کنید، به خودتان می بالید. تا اندازه ای حق با شماست. داشتن چنین ویژگیهای و مهارت هایی، سخت است و احتمالا همین ویژگیها و مهارت ها شمار ا به سمت شغل هایی سوق داده اند که بیش از پیش نیازها و خواسته هایتان را باید نادیده بگیرید. در برابر زور و اجحافی که در حق شما می شود، لام تا کام حرف نمی زنید و جسارت برخورد با این مشکلات را ندارید. اطاعت باعث کاهش عزت نفس شما می شود. احساس می کنید حق شما پایمال می شود و دیگران به شما اجحاف می کنند.

  • تفاوت آسان گیری با منفعل بودن 

افراد آسان گیر در برخی از حوزه ها اعتماد به نفس خوبی دارند و عقاید خودشان را محترمانه به دیگران بازگو می کنند. اگرچه این افراد در مسائل پیش پا افتاده از سر خیر بیان عقاید خود می گذرند. اما در مسایل مهم معمولا عقاید خودشان را ابراز می کنند. افراد آسان گیر علیرغم اینکه به راحتی از برخی از مسائل می گذرند، اما خط قرمزهایی نیز دارند. افرادی که در ذهنشان تله ی زندگی اطاعت نقش بسته است تقریبا در هیچ حوزه ای از زندگی، عقاید چندان مستحکم و مستدلی ندارند. این گونه افراد مسائل کوچک و بزرگ زندگی برایشان تفاوتی ندارد. در هر حال مطیع خواسته های دیگران و شرایط زندگی هستند. اینکه خشم خودتان را در قبال ناکامی ها بیان نمی کنید بیشتر حاکی از اطاعت شماست، نه آسان گیری.

به دلیل اینکه حس خوبی درباره ی خودتان ندارید این خطر وجود دارد که احتمالا خودتان را کاملا تابع دیگران سازید و مدام تلاش کنید نیازهای آنها را در اولویت قرار دهید. نمی توانید مرز مشخصی بین خواسته های خود و دیگران قائل شوید و به همین دلیل برای فرار از این سردرگمی، خودتان را تابع نظرات و خواسته های دیگران می کنید. البته این شانس هم وجود دارد که خودتان را تابع گروه کنید.

  • ریشه های تحولی طرح واره اطاعت 

1-والدین تان سعی کرده اند تمام جنبه های زندگی شما را تحت کنترل بگیرند. چنان بر زندگی شما چنبره انداخته اند که اجازه نفس کشیدن نداشته اید.

2-اگر از خواسته ها و اوامر والدین اطاعت نمی کرده اید، گوشمالی سختی می خورده اید.

3-اگر گاهی اوقات در برابر اوامر و خواسته های والدین مخالفت می کردید، به شما بی اعتنایی می کردند یا رابطه شان را با شما قطع می کردند.

4-والدین تان در دوران کودکی به شما هیچ گونه حق انتخابی نداده اند.

5-از آنچا که پدر و مادرتان حضور فیزیکی نداشتند یا افراد بی قابلیتی بودند، بنابراین نگهداری و مراقبت از اعضای خانواده روی دوش شما افتاده بود.

6-همیشه سنگ صبور مشکلات والدین بوده اید.

7-اگر در برابر اوامر و درخواست های والدین می ایستادید، در شما احساس گناه ایجاد می کردند و شما را خودخواه و بی فکر می دانستند.

8-والدین شما (یا یکی از انها) حلال مشکلات همه بودند. آنها تمام فکر و ذکرشان رفع نیازهای دیگران بود و به نیازهای خودشان توجه نمی کردند.

9-در سن کودکی هیچ گاه احساس نکردید نیازها و حق و حقوقی دارید.

10-به دلیل افسردگی یا نگرانی پدر یا مادرتان، شما در سن کودکی مدام مراقب گفتار و رفتار خودتان بودید که مبادا آنها را برنجانید.

11-اغلب از دست والدین خود عصبانی بودید، زیرا مثل سایر والدین به شما آزادی نمی دادند.

 

 

 

 

منبع:
مجله علمی ویکی پی جی /کتاب زندگی خود را دوباره بیافرینید/ جفری یانگ/ ترجمه حسن حمیدپور/ نشر ارجمند

هم‌رسانی:

اولین نفر دیدگاه خود را ثبت کنید.

دیدگاه های خود را با بـه سـلوی به اشتراک بگذارید.